جای خالی مدل های پیشگیری از بحران در بازار بورس – اخبار مالی

جای خالی مدل های پیشگیری از بحران در بازار بورس

203
0
اشتراک گذاری :
بازار بورس

بحران‌های مالی می­توانند خاستگاه­های متفاوتی داشته باشند. برخی از آنها بحران‌های بانکی هستند و برخی بحران‌های بورسی. منشأ و خاستگاه بحران هر چه باشد، در صورت فراگیر شدن آن، موجب آسیب به تمام بخش‌های اقتصاد می‌شود. بحران‌هایی که در بورس‌ها ایجاد می‌شوند، از یک منظر بر دو نوع قابل تقسیم­اند: بحران‌های بورسی درون‌زا و بحران‌های برون‌زا.

بحران‌های درون‌زا به بحران‌هایی گفته می‌شود که عامل ایجاد آن در خود بورس است، مانند حبابی شدن زیاد قیمت‌های سهام، که این موضوع ممکن است ارتباط چندانی به اقتصاد یا عوامل دیگر نداشته و به خاطر برخی فعالیت‌های سفته‌بازی شدید در بورس و نبود کنترل و نظارت کافی ایجاد شده باشد. در این حالت، قیمت‌ها به حدی حبابی شده و بالا می‌رود که وقتی حباب می‌ترکد (تخلیه می شود)، عده زیادی متحمل ضرر می‌شوند و پول زیادی از بورس خارج می‌شود. این اتفاق موجب خروج نقدینگی از بورس و به دنبال آن، وقوع بحران می‌شود.

افزایش سرمایه‌های بی‌رویه هم می­تواند یک عامل دیگر ایجاد بحران باشد؛ مثلا سال ۱۳۷۵ این اتفاق در بورس تهران افتاد. بسیاری از شرکت‌ها سودهای واهی اعلام می‌کردند و به واسطه آن، افزایش سرمایه‌های خیلی زیاد و چند صد درصدی می‌دادند. در اینگونه حالات، وقتی قیمت سهام فاصله زیادی از قیمت ذاتی می‌گیرد(به اصطلاح سهامOverprice می­شود)، اتفاقی مشابه ترکیدن حباب رخ می‌دهد و بحران گریبان بورس را می‌گیرد. در سال ۱۹۲۹ چنین بحرانی در آمریکا اتفاق افتاد یعنی افزایش سرمایه‌های زیاد و سودهای کم. افشا شدن این قضیه باعث ایجاد بحران شد و بعد این بحران به سراسر جهان سرایت کرد.

بورس‌ها به‌طور معمول برای جلوگیری از بحران‌های درون‌زا، چند کار را انجام می‌دهند. افزایش نظارت یکی از این اقدامات است. دلیل اصلی بحران ۱۹۲۹، نبود نظارت کافی بود که از آن قضایا جلوگیری کند. در سال ۱۹۳۲، SEC به‌عنوان نهاد ناظر بازار سرمایه آمریکا ایجاد شد و این یکی از نتایج و درس‌های گرفته شده از بحران بود. بنابراین، بورس‌ها معمولا نظارت را از طریق ایجاد نهادهای ناظر یا ایجاد قوانین و مقررات جدید که بر عملیات بازار نظارت کند، انجام می‌دهند و مانع از تکرار بحران‌های درون‌زا می‌شوند. بیشتر این قوانین در جهت بالا بردن شفافیت است، چون شفافیت یکی از شرط‌های اولیه برای جلوگیری از بحران‌ها است و هرقدر شفافیت بازار بیشتر باشد، نشانه­های بحران زودتر نمایان شده و بازار زودتر می‌تواند به خود بازخورد دهد و جلوی بحران را بگیرد.

اما در مقابل، بحران‌های برون‌زا مرتبط با عوامل اقتصاد کلان هستند، به‌عنوان مثال رکود اقتصادی، تورم خیلی زیاد، وقوع جنگ، سیاست‌های ارز و پولی نادرست، تغییر دولت‌ها و… . اینها عواملی بیرونی هستند که بورس‌ها نمی‌توانند کار خاصی در مقابل آن انجام دهند اما باز هم اگر شفافیت بورس بالا باشد، هشدار لازم را مبنی‌بر اینکه عامل برون‌زا در حال ایجاد بحران در بورس است به بازار می‌دهد.

موضوع مدیریت بحران در بازارهای مالی و پیشگیری از وقوع آن در ایران نیز مطرح است و مدیران در حال حرکت به این سمت برای تشخیص و جلوگیری از بحران هستند (مانند وضع قوانین و مقررات جدید و ایجاد شفافیت) اما سرعت این حرکت کند است و به نظر می­رسد این حرکت، مدون، علمی و آگاهانه­ نیست. به‌عنوان مثال، ایجاد سامانه کدال یک حرکت در جهت بالا بردن شفافیت و انتقال سریع اطلاعات است، ایجاد این سامانه لازم است اما کافی نیست.

متاسفانه در ایران، نهاد یا مرجع مشخصی کلیت بازار را رصد نمی­کند. تحلیل عمیق و علمی بازار سرمایه صورت نمی­گیرد و کسی یا جایی مسئول این کار نیست. نه در سازمان بورس اینگونه بررسی‌ها انجام می­شود و نه در هیچیک از بورس‌ها. کلا بازار سرمایه ایران فاقد اتاق فکر و تحلیل علمی بازار است. دانشگاه‌های کشور نیز یا بازار را نمی­شناسند یا اگر بررسی و پژوهشی علمی در آنها بر روی بازار می­شود، در قفسه­های کتابخانه‌ها خاک می­خورد. در بازارهای پیشرفته، ارتباط نزدیک بازار و دانشگاه، بسیاری از این مشکلات را حل می­کند.

برخی از اقداماتی که بورس‌ها می‌توانند در راستای بالا بردن شناخت از بازار و جلوگیری از بحران‌های احتمالی انجام دهند در بورس ایران انجام نمی‌شود. یکی از این اقدامات، استفاده از مدل‌های علمی برای تشخیص بحران است که می‌تواند هر دو نوع بحران مورد اشاره را نشان دهد. به‌عنوان مثال مدل‌هایی به نام مدل‌های پیش­بینی ورشکستگی وجود دارد که تشخیص می‌دهد کدام شرکت‌ها به سمت ورشکستگی یا توقف مالی پیش می‌روند. تعداد این مدل‌ها زیاد است و با استفاده از آنها حتی می‌توان با تقریب زمانی دو ساله تشخیص داد که کدام شرکت‌ها به سمت ورشکستگی یا مشکلات مالی در حال حرکتند. کارایی این مدل‌ها در برخی از پایان‌نامه­های کارشناسی ارشد و دکتری در ایران آزمون شده است و نتیجه این بوده که در بورس تهران با ضریب اطمینان بالای ۹۰ درصد به درستی جواب می‎دهند و کارایی دارند. این مدل‌ها نشان می‌دهند که کدام شرکت‌ها در حال پیشروی به سمت بحران هستند. با انجام و افشای نتایج اینگونه بررسی‌ها کارایی بازار بالا می­رود و بازار بهتر می­تواند با بحران روبه‌رو شود. به این دلیل که اگر افشای نتایج تحقیقات صورت گیرد، سرمایه‌ها روی صنعت در شرف بحران متمرکز نمی‌شود و در صورت وقوع بحران، زیان سرمایه‌گذاران را به کمترین حد ممکن می­رساند.

بنابراین اگر بتوان بحران را در شرکت‌ها و صنایع تشخیص داد، می‌توان فهمید که آیا کلیت بورس در حال حرکت به این سمت است یا خیر. ولی متاسفانه از اینگونه مدل‌ها و روش‌های علمی مالی مشابه آنها در بازار سرمایه ایران مورد استفاده قرار نمی گیرد.

اشتراک گذاری :

پاسخ دهید