سونامی بزرگ اقتصادی در راه است – اخبار مالی

سونامی بزرگ اقتصادی در راه است

92
0
اشتراک گذاری :
سونامی بزرگ اقتصادی در راه است

این روزها شاید یکی از داغ ترین مباحثی که کارشناسان در مورد آن اظهار نظر می کنند، بحث تورم و افزایش نقدینگی در کشور باشد. موضوعاتی که می تواند اقتصاد را با چالش های گوناگونی مواجه کند. بیشتر کارشناسان بر این باورند که نگاه داشتن نرخ تورم در محدوده یک رقمی که دولت ادعا می کند، نه تنها کار بسیار دشواری است؛ بلکه به نظر غیر ممکن می رسد. از طرف دیگر کمبود منابع بخصوص در بانک ها دولت را وادار به تزریق نقدینگی خواهد کرد و خود این موضوع پیش درآمدی برای افزایش تورم است.

نشریه اخبار مالی برای آن که بهتر بتواند وضعیت اقتصادی کشور در سال ۹۷ را بازگو کند، گفت و گویی با کامبیز پیکار جو عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات و استاد دانشگاه در رشته اقتصاد انجام داده که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

 

 

*با توجه به اینکه حجم نقدینگی افزایش پیدا کرده و به نوعی ارزش ریال تضعیف شده به نظر شما در سال آینده آیا امکان اینکه نرخ تورم تک رقمی بماند وجود دارد یا خیر؟

– قبل از اینکه پاسخ شما را بدهم باید به چند نکته اشاره کنم که فکر می‌کنم دانستن آنها لازم و ضروری است. یکی اینکه ما اولاً باید بیاییم و ببینیم که نرخ تورم در چه کشورهایی تک‌رقمی است و تورم تک رقمی محدود و معلول چه نوع اقتصادهایی است . تورم تک‌رقمی که به‌عنوان  تورمی که عامل رشد محسوب می‌شود، تورم کنترل شده چهار در صد بوده و این  خودش یک عامل توسعه است و می‌تواند باعث پیشرفت در اقتصاد کلان  باشد و به این معنا نیست که تورم همیشه عامل ضد توسعه‌ای باشد و برای همین است که کشور ژاپن در همین چند ماهه اخیر اقدام به افزایش تورم خود برای تحرک در اقتصاد خودش کرده است. بنابراین تورم‌های پایین که اصطلاحاً با واژه معروف تورم تک رقمی در اقتصاد کلان معرفی می‌شود، معمولاً مختص کشورهایی است که اقتصادهای  چابکی دارند . اقتصادهای چابک خصایص خاص خودشان را دارند و معمولاً در مورد کشورهای توسعه یافته صادق است. در واقع این کشورها به غیر از اینکه توسعه‌های سیاسی دارند، توسعه‌های اجتماعی نیز دارند و اقتصادشان ویژگی‌ها و آزادی‌های خاص خود را داراست که شالوده اساسی سیاست‌گذاری اقتصادی در شرکت‌هایی است که به بلوغ رسیدند و مهم‌تر از همه ثبات سیاست‌های اقتصادی در آنها وجود دارد؛ یعنی در تعیین نرخ ارز و نرخ تورم به صورت دستوری عمل نمی‌شود و وضعیت مالی دولت به صورت هوشمندانه‌ای کنترل و رصد شده و با سیاست‌های مالی به موقع وضعیت خودش را در بهترین مراتب ممکن قرار می‌دهد.

ضمن این که وضعیت تراز پرداختی در اقتصاد کلان این کشورها دیده می‌شود و این موارد معلول یک دیدگاه است. در اقتصاد سنتی صحبت از مبحثی درباره مباحث استراتژیک یا «تحلیل‌های استراتژیک» می‌شود که پایه آن بیشتر برگرفته از تئوری‌های مکانیک کوانتم در اقتصاد است. وقتی ما می‌خواهیم یک اقتصاد را تحلیل کنیم، از قواعد فیزیک کلاسیک که همه چیز در آن قطعیت دارد و همه چیز معین و مشخص است و ذات و بنیاد متغیرهای اقتصادی مشخص است، استفاده نمی‌کنیم . بنابراین  متغیرهای اقتصادی و اقتصاد ما معمولاً از قبیل مکانیک کوانتم که بحث‌های احتمالی بودن آن است، تبعیت می‌کند . اگر ما این نکته را بپذیریم، اقتصادی که چابک و پویا و مبتنی بر بازار آزاد است، با دولت همخوانی خواهد داشت و دولت دخالت‌های غیرضروری در آن اقتصاد نمی‌کند و نرخ بهره ، نرخ ارز، نرخ تورم به صورت غیردستوری تعیین تکلیف شده و تبدیل به یک اقتصاد با تورم تک نرخی می‌شود که به آن اقتصاد در حال توسعه ، یا توسعه‌یافته می‌گوییم.

اکثر کشورهای در حال توسعه که در مسیر توسعه‌یافتگی که معمولاً مسیرهای سینوسی یا زیگزاگی دارند، تورم تک‌رقمی ندارند و نمی‌توانند تورم تک‌رقمی را حفظ کنند. کنترل تورم به این شکل کوتاه مدت بوده و به وسیله یک سری اهرم‌های کنترلی رقم تورم پایین نگه داشته می‌شود و دیر یا زود در اثر استهلاک و اصطکاک و استمرار زمان این فنر باز شود و امان ازآن‌روزی که این فنر باز شود.

اگر دولت‌ها ابزارهای کنترل این فنر را نداشته باشند، یک تورم لجام گسیخته اتفاق می‌افتد. وقتی بحث نقدینگی به میان می آید، مباحث چاپ پول مطرح می‌شود . درآمارهایی مقایسه ای بین دولت‌های نهم و دهم و یازدهم مشاهده می شود، در دولت نهم حدود ۱۵۰ هزار میلیارد ریال ما پول چاپ کردیم، در دولت دوم ۵۲۰ هزار میلیارد ریال پول چاپ کردیم اما در دولت یازدهم هزار هزار میلیارد ریال پول چاپ کردیم و برآورد می‌شود که اگر این روند ادامه پیدا کند شاید روی دولت دوازدهم یک میلیون و هشتصد و پنجاه میلیارد ریال پول چاپ شود . ذکر یک نکته در اینجا ضروری است که در دولت نهم و دهم مجموعاً ۸۵ هزار میلیارد تومان پول چاپ شده است در صورتی که فقط در دولت یازدهم فقط به تنهایی ۸۵ هزار میلیارد تومان پول چاپ شده است .

حالا ممکن است این بحث به وجود بیاید که با توجه به میزان پولی که چاپ شده چرا در دولت نهم و دهم تورم داشتیم ولی در دولت یازدهم تورم بالایی نداریم؟ در این جا می‌توانیم به نوع توزیع و حرکت این پول نگاه کنیم؛ در دولت یازدهم نرخ سپرده های مدت دار بالا رفت و برای همین حجمی از پول‌های سپرده جاری به سمت سپرده‌های مدت‌دار سوق پیدا کرد و این باعث شد که سپرده‌های مدت‌دار اثر تورمی کمتری داشته باشد و این موضوع در ابتدای دولت یازدهم باعث شد که تورم کمی کاهش پیدا کند. از طرفی دیگر ما شاهد نهادینه و عمیق‌تر شدن رکود در بخش مسکن هستیم . ما می‌دانیم به صورت حداقلی وقتی بخش ساختمان ما دچار رکود شود، بیش از ۸۰ نوع صنعت دیگر ما دچار بحران می‌شود. در این شرایط ارزش پول کمتر شده و عملیات ضدتورمی پیدا می‌کند. اما وقتی پول‌ها از سپرده‌های جاری به سپرده مدت‌دار به خاطر نرخ بهره بالاتر سوق پیدا کرد، اثر تورمی به تعویق می افتد پس در واقع اثر تورمی آن را حذف نشده بلکه آن را به عقب انداخته است.

بعد از آن توان تسهیلات‌دهی بانک‌ها افزایش پیدا کرد و به اصطلاح خودمان توان تسهیلات‌دهی به جای سرمایه در گردش بانک‌ها یک گردش معیوب ایجاد کرده و اثر تورمی تسهیلات موقتاً کم شد. در کنار آن یک اتفاق مهم افتاد؛ ریسک بانکداری ما بسیار بالا رفت و در حال حاضر ریسک شبکه بانک‌های ما خیلی بالا است. اگر بانکداری ما دچار یک سونامی بانکی شود، اثر مهیبی روی اقتصاد کلان ما خواهد داشت و دولت به خاطر اینکه آن را کنترل کند، مجبور می‌شود حجم پول را آزاد و نقدینگی و افزایش داده و نتواند کنترل نکند و این قضیه کارها را خراب می‌کند.

ما در دولت نهم سه برابر و نیم و در دولت دهم ۹۰ درصد حجم پول را افزایش دادیم و در دولت یازدهم هم تا ۸۵ درصد افزایش حجم پول را داشتیم ، یعنی هنوز داریم تورم را افزایش می‌دهیم و می‌توان گفت به نوعی تورم کنونی آتش زیر خاکستر است. اگر توجه کنید می‌بینید که نسبت شبه‌پول با پول بسیار بالا است و نرخ ارز ما در سطوح پایین‌تری از قیمت واقعی خودش نگه داشت می‌شود و این روزها کم کم در حال  بالا رفتن است. در واقع اگر الان نرخ ارز را سرکوب کنیم و نگذاریم بازار آزاد تعیین تکلیف کند، قطعاً در آینده دچار مشکلات خاص تورمی خواهیم شد . در حقیقت اقتصاد کلان ایران با هشت چالش روبروست که اگر تا سال ۱۴۰۰ این هشت چالش برطرف، محدود  و کنترل نشود به چالش های پنهان دیگر اقتصاد کلان اضافه می‌شود و یک سونامی اقتصادی برای اقتصاددان‌ها و دولت ایجاد می‌کند.

نظام بازنشستگی ما در حال حاضر شرایط خوبی ندارد و شرایط از لحاظ اقتصادی بسیار نگران‌کننده است و باید خیلی مواظب آن باشیم که  ما را غافلگیر نکند. چالش بعدی ما که بسیار مهم است، بحث نظام بانکی است که ریسک بزرگی درون خودش نگه داشته است . همچنین بانک ها تسهیلاتی داده اند که برگشت ندارد و به جریان اقتصاد مولد که بخش تولید است، وارد نشده است . ضمن این که افزایش یارانه‌ها مطرح است و اگر همچنان بخواهد افزایش پیدا کند، با افزایش نرخ ارزی که داشتیم، هزینه‌ ها خیلی بیشتر می‌شود و این خودش یک چالش بزرگ است.

در نظر بگیرید اگر قیمت بنزین یک دلار معادل ۱۰٬۰۰۰ واحد باشد، هرچه دلار گران‌تر بشود، نرخ بنزین هم  بیشتر می‌شود و در اثر افزایش قیمت دلار یارانه‌های لازم جهت تأمین یک لیتر بنزین چهار یا پنج برابر می‌شود و با گران شدن دلار یارانه انرژی هم بیشتر می‌شود و تعهدات افزایش می یابد؛ بنابراین این مسئله خیلی مهم است.

بعضی کشورها مثل روسیه در این مورد پروژه‌های مقاومتی داشتند اما در ایران روی آن کار نشده است.  بنابراین یارانه‌ها موضوع خیلی مهمی است و قیمت واحدهای انرژی ما چالش بزرگی محسوب می‌شود. بحث بیکاری یکی دیگر از چالش‌های بزرگ بوده و برخوردهای دستوری با نرخ ارز و نرخ بهره از چالش‌های بزرگ ماست که اگر بتوانیم اینها را کنترل کنیم، چالش‌های پنهان دیگری هم در زمینه های رسانه‌ای، آی تی سی، فرهنگ، اخلاق، تجارت و… داریم که اگر به بی‌برنامگی در اقتصاد و تورم اضافه کنیم، تبدیل به چالش‌های بزرگتری می شود که همه این موارد با افزایش نقدینگی ممکن است، تشدید شود و مشکل ایجاد کند.

ما در بخش اقتصاد کلان احتیاج به یک انضباط مالی از طرف دولت داریم نه اینکه از سیاست‌ها ی  سرکوب مالی استفاده کنیم. ما احتیاج داریم که بتوانیم نرخ ارز و نرخ بهره را در نزدیکی‌های نرخ تعادلی آن مدیریت کنیم نه اینکه به صورت دستوری پایین‌تر نگه داریم . هر چند که به نظر می‌آید تورم یک رقمی داریم ولی واقعاً این تورم یک رقمی به شرایط اقتصاد ما نمی‌خورد و به مشکلات اقتصادی که داریم نمی‌خورد و به نظر من دولت باید نگران باشد که اگر یک وقت فنر تورم‌ در برود خیلی اتفاق بدی می‌افتد که باعث می‌شود این تورم بالا چالش‌های اقتصاد کلان برای ما ایجاد کند ، به عنوان مثال تهدید صندوق‌های بازنشستگی ما را  تشدیدکند یا بودجه را نا متوازن کند و به خط قرمز برساند. لذا ما دچار یک تورم کلی هستیم که می تواند در کشور نهادینه شده و مشکلات اساسی ایجاد کند.

به نظر می رسد  یک تورم ۱۳ یا ۱۵درصدی برای ما می‌تواند باعث حرکت اولیه تولید مولد شده و با حفظ زیرساخت‌ها و تعیین بهره متناسب و غیردستوری و ایجاد زیرساخت‌های تعیین نرخ بهره و اصطلاحاً تعادل در نرخ ارز باعث می‌شود که حجم بیکاری ما در یک سطح کمتر قرار بگیرد. اگر ما بر تورم یک رقمی اصرار داشته باشیم و دولت به صورت دستوری و کوتاه مدت استراتژی‌های دستوری را پیش بگیرد و از منابع ارزی و طلایی خودش استفاده کند، بدون اینکه مبانی استراتژی و مقاصد خودش را در نظر بگیرد، مطمئناً در جایی از این جنگ اقتصادی در سیاست‌های کوتاه‌مدت دولت مغلوب شده و در آخر فنر تورم در می‌رود. اگر فنر تورم در رود مسلماً خیلی اوضاع فرق خواهد کرد.

اگر بخواهم متوسط رشد مستمر نقدینگی و پایه پولی را در نظر بگیرم ، نقدینگی دولت نهم از ۱/۲۸ در صد متوسط رشد ۴۳ ماه دولت یازدهم به ۳/۲۵ در صد کاهش پیدا کرد است . البته در دولت دوازدهم این رقم افزایش پیدا کرده و پایه پولی در حال حاضر کاهش یافته است اما ضریب فزاینده نقدینگی ما افزایش پیدا کرده است و ضریب فزاینده افزایشی به معنای همان آتش زیر خاکستر تورم بوده و بسیار خطرناک است .

به هر حال من فکر می‌کنم دولت دوازدهم هرچند در کوتاه مدت توانسته است اثر نقدینگی بر تورم در کوتاه مدت کنترل کرده و کم‌رنگ وکم اثر کند و پول ها را از سپرده های جاری به سپرده‌های  مجزا سوق می‌دهد ولی متأسفانه به تسهیلاتی منجر شده که در جهت تولید قرار نگرفته است و رکود باعث افزایش ریسک‌های اعتباری شده و نگه داشتن تورم به معنی تضعیف پایه‌های اقتصادی مخصوصاً اقتصاد کشور ما که به صورت بانک محور است منجر می‌شود و در آینده به نسبت تشدید بحران بانکی بیشتری وجود دارد و به اقتصاد صدمه بسیار بزرگی خواهد زد. از طرفی دیگر این بحران باعث افزایش بیکاری و تشدید بیکاری می‌شود و نیروهای جویای کار که وارد بازار کار می‌شوند کمتر می‌شود و در دولت دوازدهم، با توجه به اینکه شغل کمی ایجاد می‌شود و تعداد کسانی که وارد بازار کار می‌شوند، خیلی بیشتر از این آمارها است. حجم بیکاری بالا می‌رود و این یک واقعیت است که وقتی حجم بیکاری بالا می‌رود جمع جبری این مسئله باعث می‌شود که نرخ بیکاری بالا رود و خود همین مسئله باعث یک بحران بزرگ اجتماعی می‌شود ، لذا فکر می‌کنم دولت خیلی باید مواظب این مسئله باشد که تورم را کنترل کند و بعید می‌دانم که دولت تا سال ۱٬۴۰۰ منابع کافی داشته باشد که بتواند تورم را به صورت یک رقمی نگه دارد و بنیه اقتصادی دولت ضعیف نشود .

با توجه به آمار و اطلاعاتی که دارم ما حتماً در سال‌های آینده افزایش تورم خواهیم داشت و این مسئله گریزناپذیر است. اگر به صورت غیر استراتژیک اصرار به رفع تورم یک رقمی و منطبق با ساختار یک کشور در حال توسعه مثل ایران داشته باشیم که نیست ، این تورم یک رقمی به قطع یقین نه تنها باعث کاهش نااطمینانی می‌شود بلکه سبب افزایش عدم قطعیت در برخی از جاها و به قول خودمان باعث مشکلات اقتصادی و اجتماعی خواهد شد و ناگزیر به خاطر حذف این ها در سال ۹۷ اگر خیلی مقاومت کند در سال ۹۸ مجبور می‌شود که این تورم را افزایش دهد و راه دیگری ندارد.

 

* در زمینه سرکوب مالی نکاتی را فرمودید ، به نظر شما این شرایط ادامه پیدا می‌کند ؟

– به نظر من دولت توان ادامه سرکوب مالی را ندارد. دولت از لحاظ دانش اقتصاد و از لحاظ ابزارهای در دسترس و از لحاظ قطعیت در پیش‌بینی درآمدهای ارزی توان مالی ندارد و من بعید می‌دانم که پیشبردی برای آن داشته باشد. ضعف ساختارهای تحت کنترل دولت یا اعمال مدیریت‌های غیر بازار آزاد و دخالت‌های بیش از حد دولت می‌تواند باعث بروز مشکل شود یا به بیان دیگر دولت باید قواعد مالی را در اقتصاد کلان رعایت کند که اولین رکن آن اعمال پایداری مالی است. پایداری مالی به انضباط دولت برمی‌گردد و توانایی بانک مرکزی در استفاده از ابزارهای پولی برای کنترل تورم است. یعنی مقاومت در برابر اختلالات بودجه‌ای متأثر از مؤلفه‌های سیاسی و اقتصادی ، جلوگیری از افراط در مخارج توسط دولت ، اعمال سیاست‌های ثبات اقتصادی، کوچک کردن بدنه دولت، تعویق کردن، حمایت کردن، داشتن صندوق‌های بازنشستگی قوی، اعمال قواید تراز بودجه، بدهی، درآمد و مخارج که از مهم‌ترین قواعد مالی است که خود اینها باعث رهایی از سیاست‌های مالی می‌شود .

 

* در مورد بودجه ۹۷ نقاط قوت و ضعف لایحه بودجه را در چه چیزی می‌دانید؟

– اگر بخواهم به صورت دانشگاهی به بودجه ۹۷ نگاه کنم، می‌گویم این هم یک بودجه مثل باقی بودجه‌ها است و از واقعیت به دور است. اما از لحاظ اینکه کمی تخصیص بهینگی در بودجه وجود دارد می‌توانم بگویم کمی متفاوت است ، می‌توانم بگویم بودجه جدید از لحاظ بودجه‌نویسی شرایط بهتری دارد و خودش نشان دهنده ارتقا و افزایش دانش و توانایی ما در بودجه‌نویسی است و در این مورد می‌توانم بگویم خیلی خوب است ولی خیلی عوامل دیگری در ان دخیل است اما به هر حال بودجه‌ای که به شرکت‌های دانش‌بنیان داده اند، خوب است. هرچند که معتقدم دولت نباید در شرکت‌های دانش بنیان دخالت مستقیم داشته باشد  و به هر حال اینکه به بانک‌ها اجازه می‌دهند وام‌های ارزی با مشارکت ۵۱ درصد بخش خصوصی داشته باشند، نقطه قوت آن است .شرکت‌های دولتی مبلغ ۷٬۰۰۰ و شرکت‌های خصوصی ۲۶٬۰۰۰ میلیارد تومان اوراق منتشر می کنند و این اوراق ها خوبند ولی باید دید چه کسی اوراق را می‌خرد ؟ اگر خود دولت این اوراق را بخرد باعث افزایش آن در بورس می‌شود و این خودش جای بحث دارد. حتی انتشار اوراق در واحدهای سلامت و کشاورزی جای بحث دارد و من فکر می‌کنم باید بررسی شود این کشش بومی آن وجود دارد یا نه؟

لحاظ بودجه‌نویسی از بودجه‌نویسی های قبل خیلی بهتر است و نشان دهنده رشد در بودجه‌نویسی ایران دارد اما در کل باز هم از اعداد و ارقامی استفاده شده است که شاید بحث تخصیص بهینه بودجه در راستای کاهش رکود و افزایش تولید مولد با آن صورت در آن دیده نمی‌شود و در کل من فکر می‌کنم اگر این بودجه انجام شود مثل بودجه‌های قبلی است و آثار متفاوتی نسبت به بودجه‌های قبلی نخواهد داشت.

* از نظر شما مدل رشد اقتصادی که در ایران قابل اجرا باشد چه ویژگی‌هایی دارد؟

– ما مدل‌های رشد درون‌زا و برون‌زا و مدل‌های مختلف رشد اقتصادی داریم و نیاز است که اهداف و چشم‌اندازهای ما بر طبق منابع و امکانات و مزیت‌های رقابتی تبدیل به یک مدل رشد ایرانی برسد. ما نمی‌خواهیم مدل‌های رشد اقتصادی خارجی را کورکورانه تقلید کرده و تغییراتی در آن ایجاد کنیم ما از طریق داشته‌ها و توانمندی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در بلندمدت که مقید به انجام آنها باشیم استفاده می‌کنیم. اگر ما مقید به اهدافی که ایرانی باشد، نباشیم و نتوانیم در راستای احقاق و تحقق و انجام پروژه‌های عمرانی که برای توسعه اقتصادی انجام می‌دهیم، حرمت کنیم و نتوانیم رشد متوازن بخش‌ها را داشته باشیم و همچنان به پول نقد محتاج باشیم و سهم بسیار زیاد رشد اقتصادی ما از درآمدهای نفتی و بازارهای نفت و صادرات و واردات نفت است، باشد مسلماً شما انتظار نداشته باشیم که بتوانیم یک رشد متناسب داشته باشیم که کاربرد داشته باشد و بتوانیم از آن استفاده کنیم.

منبع: شماره ۱۰ نشریه اخبار مالی

 

 

 

اشتراک گذاری :

پاسخ دهید